اسلایدبین المللسیاسی

صنعت دفاعی ایران چگونه معادلات جنگ را تغییر داد؟

پایگاه خبری قهوه صبحگاهی، اظهارات اخیر سرلشکر یحیی صفوی درباره عبور صنعت دفاعی ایران از مرحله «تأمین نیاز» و حرکت به سمت «قدرت بازدارنده فعال»، بار دیگر توجه‌ها را به نقش توان موشکی، پهپادی و ظرفیت‌های بومی ایران در معادلات امنیتی منطقه جلب کرده است.

اگر بازدارندگی را توانایی یک کشور برای افزایش هزینه و ریسک اقدام نظامی علیه خود بدانیم، عملکرد ایران در جنگ اخیر را می‌توان نمونه‌ای از «بازدارندگی فعال» دانست؛ رویکردی که صرفاً بر برتری کامل هوایی یا دریایی متکی نیست، بلکه از ترکیب موشک، پهپاد، جنگ الکترونیک، تولید انبوه، تحرک عملیاتی و توان هدف قرار دادن زیرساخت‌های حساس استفاده می‌کند.

بزرگ‌ترین زرادخانه موشکی منطقه

مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا (CSIS) در ارزیابی‌های خود، ایران را دارای یکی از بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین زرادخانه‌های موشکی خاورمیانه معرفی کرده است.

بر اساس این ارزیابی‌ها، ایران هزاران موشک بالستیک و کروز در اختیار دارد و طی سال‌های گذشته برای افزایش دقت و توان عملیاتی این موشک‌ها سرمایه‌گذاری کرده است.

با این حال، اهمیت توان موشکی ایران فقط به تعداد تسلیحات محدود نمی‌شود. ترکیب موشک‌ها با پهپادها، تحرک پرتابگرها، تولید داخلی و امکان اجرای حملات گسترده باعث شده این ظرفیت به یکی از متغیرهای مهم در محاسبات امنیتی آمریکا، رژیم اسرائیل و کشورهای عربی منطقه تبدیل شود.

جنگ؛ آزمونی برای توان موشکی ایران

تجربه جنگ اخیر نشان داد که ارزیابی توان دفاعی ایران تنها بر اساس تعداد موشک‌های موجود امکان‌پذیر نیست.

تولید انبوه، تنوع برد و نوع موشک‌ها، تحرک پرتابگرها، استفاده همزمان از پهپادها، حملات اشباعی و تغییر تاکتیک‌های عملیاتی، مجموعه عواملی هستند که در تعیین میزان اثربخشی این ظرفیت نقش دارند.

برخی گزارش‌های منتشرشده درباره عملکرد موشکی ایران نیز به تغییر زمان‌بندی شلیک‌ها، تلاش برای کاهش امکان شناسایی پرتابگرها و تمرکز بر نقاط حساس سامانه‌های دفاعی اشاره کرده‌اند.

در این چارچوب، بازدارندگی فعال الزاماً به معنای برخورداری از یک سامانه تسلیحاتی شکست‌ناپذیر نیست؛ بلکه حفظ قابلیت پاسخگویی، امکان تطبیق با تاکتیک‌های دشمن و تداوم عملیات پس از دریافت ضربه نخست، بخشی از مفهوم بازدارندگی محسوب می‌شود.

فشار بر ذخایر دفاع موشکی

یکی از نکات قابل توجه در جنگ اخیر، میزان مصرف سامانه‌های دفاع موشکی و رهگیرهای آمریکا و متحدانش بود.

برخی ارزیابی‌های منتشرشده از سوی مراکز مطالعاتی آمریکایی از مصرف قابل توجه مهمات و رهگیرهای دفاعی خبر داده و موضوع بازسازی ذخایر را به یکی از دغدغه‌های مهم تبدیل کرده‌اند.

در چنین شرایطی، تفاوت هزینه میان برخی تسلیحات تهاجمی و سامانه‌های رهگیر نیز اهمیت پیدا می‌کند. اگر یک پهپاد یا موشک نسبتاً کم‌هزینه، طرف مقابل را مجبور به استفاده از یک رهگیر گران‌قیمت کند، حتی رهگیری موفق نیز می‌تواند برای مدافع هزینه‌بر باشد.

کشورهای عربی و بازنگری در معادلات امنیتی

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس طی سال‌های گذشته میلیاردها دلار برای خرید سامانه‌های پیشرفته دفاع هوایی و موشکی هزینه کرده‌اند.

عربستان، امارات، قطر و دیگر کشورهای منطقه بخش قابل توجهی از تجهیزات دفاعی خود را از آمریکا و کشورهای غربی تأمین کرده‌اند، اما جنگ اخیر بار دیگر نشان داد که برخورداری از سامانه‌های پیشرفته به معنای مصونیت کامل در برابر حملات موشکی و پهپادی نیست.

مصرف ذخایر رهگیر، افزایش هزینه حفاظت از زیرساخت‌ها و ضرورت تأمین مجدد تجهیزات دفاعی، از جمله پیامدهایی است که می‌تواند محاسبات امنیتی کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

از این منظر، بازدارندگی تنها زمانی معنا پیدا نمی‌کند که تمام موشک‌ها و پهپادهای مهاجم از سامانه‌های دفاعی عبور کنند؛ بلکه حجم حمله، هزینه رهگیری و فشار مستمر بر سامانه‌های دفاعی نیز می‌تواند بخشی از اثر بازدارندگی باشد.

فاصله بودجه‌ای ایران و آمریکا

بر اساس داده‌های مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم (SIPRI)، هزینه نظامی آمریکا در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۵۴ میلیارد دلار و هزینه نظامی ایران حدود ۷.۴ میلیارد دلار برآورد شده است.

این ارقام نشان‌دهنده شکافی بسیار بزرگ در منابع مالی نظامی دو کشور است.

البته این تفاوت به هیچ عنوان به معنای برابری توان نظامی ایران و آمریکا نیست. ایالات متحده همچنان در حوزه‌هایی مانند نیروی هوایی راهبردی، نیروی دریایی، ماهواره‌ها، اطلاعات و شناسایی، لجستیک جهانی و شبکه پایگاه‌های خارجی برتری قابل توجهی دارد.

اما نکته راهبردی این است که ایران توانسته با منابع مالی بسیار محدودتر، مجموعه‌ای از ظرفیت‌های موشکی، پهپادی و نامتقارن ایجاد کند که می‌تواند هزینه‌های عملیاتی و امنیتی قابل توجهی به طرف مقابل تحمیل کند.

تحریم؛ محدودیت یا محرک خودکفایی؟

 

تحریم‌های طولانی‌مدت از یک سو دسترسی ایران به تجهیزات و فناوری‌های نظامی خارجی را محدود کرده و از سوی دیگر، توسعه تولید داخلی را به یک ضرورت راهبردی تبدیل کرده است.

در همین چارچوب، افزایش سرمایه‌گذاری در برخی صنایع دفاعی و هوافضایی را می‌توان بخشی از تلاش برای کاهش وابستگی خارجی و حفظ ظرفیت تولید در شرایط تحریم دانست.

توسعه توان داخلی این امکان را ایجاد کرده است که بخشی از نیازهای دفاعی کشور در داخل تأمین شود و صنعت دفاعی صرفاً به عنوان مصرف‌کننده تجهیزات خارجی عمل نکند.

بازدارندگی بدون هزینه نیست

 

در عین حال، هرگونه تحلیل واقع‌بینانه از توان دفاعی ایران باید آسیب‌های واردشده در جریان جنگ را نیز در نظر بگیرد.

ارزیابی‌های منتشرشده از سوی برخی مراکز مطالعاتی غربی نشان می‌دهد حملات آمریکا و رژیم اسرائیل خسارت‌هایی به زیرساخت‌های نظامی، موشکی و پهپادی ایران وارد کرده است.

همچنین برخی گزارش‌ها از کاهش مقطعی توان شلیک موشک‌های بالستیک ایران در جریان حملات هوایی خبر داده‌اند.

بنابراین نمی‌توان واقعیت جنگ را صرفاً از زاویه موفقیت‌های یک طرف تحلیل کرد. برتری هوایی و اطلاعاتی آمریکا و رژیم اسرائیل توانست ضربات قابل توجهی وارد کند؛ با این حال، این حملات نتوانستند ایران را به طور کامل از قابلیت پاسخگویی و ایجاد هزینه برای طرف مقابل محروم کنند.

بازدارندگی فعال؛ مرحله جدید صنعت دفاعی

 

در چنین شرایطی، مفهوم «بازدارندگی فعال» را می‌توان فراتر از یک شعار و به عنوان نشانه‌ای از تغییر رویکرد در صنعت دفاعی ایران بررسی کرد.

در مرحله نخست، مأموریت صنعت دفاعی تأمین تجهیزات مورد نیاز نیروهای مسلح بود؛ اما در مرحله جدید، هدف تنها تأمین تجهیزات نیست، بلکه ایجاد ظرفیت‌هایی برای افزایش هزینه جنگ، حفظ توان پاسخگویی، تداوم تولید در شرایط تحریم و امکان بازسازی توان نظامی پس از حمله است.

به همین دلیل، توان موشکی و پهپادی ایران امروز در بسیاری از تحلیل‌های امنیتی به عنوان یکی از عوامل مستقل در محاسبات منطقه‌ای مورد توجه قرار می‌گیرد.

جمع‌بندی

 

قدرت دفاعی زمانی به بازدارندگی تبدیل می‌شود که طرف مقابل، حتی با برخورداری از برتری فناوری و بودجه‌ای، نتواند هزینه یک جنگ را محدود و قابل پیش‌بینی نگه دارد.

فاصله قابل توجه میان بودجه نظامی ایران و آمریکا در این چارچوب یک پرسش مهم ایجاد می‌کند: چگونه کشوری با منابع بسیار محدودتر توانسته مجموعه‌ای از ظرفیت‌های موشکی، پهپادی و نامتقارن ایجاد کند که برای یکی از پرهزینه‌ترین ماشین‌های نظامی جهان، هزینه عملیاتی و راهبردی ایجاد کند؟

پاسخ را می‌توان در ترکیبی از خودکفایی، تولید انبوه، توسعه فناوری‌های کم‌هزینه و مؤثر، شناخت جغرافیای منطقه، تجربه جنگ و تحریم و توسعه تدریجی صنایع دفاعی داخلی جست‌وجو کرد.

از این منظر، مسیر صنعت دفاعی ایران را می‌توان حرکتی از «تأمین نیاز» به سمت «بازدارندگی فعال» دانست؛ بازدارندگی‌ای که ارزش آن نه فقط با تعداد تسلیحات تولیدشده، بلکه با میزان هزینه و ریسکی سنجیده می‌شود که توان دفاعی کشور به محاسبات طرف مقابل تحمیل می‌کند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا