حمله آمریکا به سیریک؛ وقتی محاصره اقتصادی جواب نداد
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس با اشاره به حمله نظامی آمریکا به جنوب ایران، این اقدام را نشانه ناکامی واشنگتن در تحقق اهداف محاصره اقتصادی و دریایی دانست و گفت: آمریکا در جنایت سیریک با ادعای هدف قرار دادن یک مرکز مخابراتی، تلاش کرد مسئولیت حمله به غیرنظامیان را از خود سلب کند.

پایگاه خبری قهوه صبحگاهی، محمدرضا طالبینژاد درباره چرایی تشدید تنش نظامی آمریکا علیه ایران با وجود ادعای کارآمد بودن محاصره اقتصادی اظهار کرد: اقدامات آمریکا از ابتدای جنگ و جنگ ۱۲ روزه با تناقضهای مختلف در گفتار و عمل همراه بوده و ترامپ و تیم همراه او تاکنون به اهداف مورد نظر خود دست نیافتهاند.
وی افزود: همین مسئله موجب شده است مواضع آمریکاییها دچار تناقض و نوسان باشد؛ بهگونهای که گاهی از جنگ تمامعیار سخن میگویند و در مقطعی دیگر مدعی نزدیک شدن به صلح و توافق هستند.
طالبینژاد با اشاره به اینکه آمریکا پیش از این محاصره اقتصادی و دریایی را بهترین گزینه برای فشار بر ایران معرفی کرده بود، گفت: بنابراین نباید از اینکه آمریکاییها همزمان با این ادعاها بار دیگر دست به حمله نظامی میزنند، تعجب کرد.
حمله نظامی؛ نشانه ناکامی محاصره دریایی
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس تصریح کرد: حمله نظامی آمریکا نشان میدهد محاصره دریایی نتوانسته است اهداف مورد نظر این کشور را تأمین کند؛ همانطور که جنگ ۴۰ روزه نیز نتوانست اهداف آمریکاییها را محقق کند.
وی البته تأکید کرد که این موضوع به معنای بیاثر بودن یا زیانبار نبودن محاصره دریایی برای ایران نیست.
طالبینژاد یکی دیگر از عوامل اقدامات متناقض آمریکا را شرایط «نه جنگ، نه صلح» دانست و گفت آمریکاییها بر اساس برداشت خود از شرایط و تهدیدهای طرف مقابل تصمیمگیری میکنند و حملات اخیر به جنوب ایران نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
رفتار ترامپ؛ ترکیبی از تاکتیک، سردرگمی و ویژگی شخصیتی
این تحلیلگر سیاسی درباره چرایی اقدامات متناقض دونالد ترامپ علیه ایران اظهار کرد: بخشی از این اقدامات ناشی از یک خوانش تاکتیکی و نظامی است، بخشی به ابهام و سردرگمی موجود در شرایط فعلی بازمیگردد و بخش دیگر نیز متأثر از مدل شخصیتی و نوع رویکرد ترامپ است.
وی با بیان اینکه جنگ هیچگاه کاملاً مطابق محاسبات اولیه پیش نمیرود، گفت: وقتی کشوری عملیات نظامی را آغاز میکند، متغیرهای پیشبینینشده وارد میدان میشوند و احتمال خطا در زمان، شدت حمله و محاسبات کشور مهاجم افزایش مییابد.
طالبینژاد ادامه داد: مجموعه شکستهای استراتژیک و محاسبات نادرست باعث شده است پایان این درگیری برای آمریکا قابل پیشبینی نباشد.
تنگه هرمز؛ متغیری که محاسبات آمریکا را تغییر داد
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس با اشاره به تأثیر تحولات تنگه هرمز بر اقتصاد جهان گفت: جنگی که با محوریت تنگه هرمز شکل گرفته، طبیعتاً بر بازار انرژی و مبادلات اقتصادی تأثیر میگذارد و ممکن است دهها کشور را درگیر پیامدهای خود کند.
وی افزود: بسیاری از این پیامدها احتمالاً در محاسبات اولیه آمریکا وجود نداشته و همین مسئله در کنار شکستهای استراتژیک و محاسبات غلط، پیشبینی پایان بازی را برای واشنگتن دشوار کرده است.
آمریکا در سیریک فرافکنی کرد
طالبینژاد درباره حمله به شهر کوهستک سیریک نیز گفت: آمریکا در این حادثه بار دیگر فرافکنی کرد و مدعی شد یک مرکز مخابراتی را هدف قرار داده است.
وی افزود: با توجه به ادعای نظامیان آمریکایی درباره برخورداری از توانایی نقطهزنی، نمیتوان پذیرفت که چنین میزان خطایی رخ داده باشد و این ادعا را میتوان تلاشی برای رفع مسئولیت از سوی آمریکا دانست.
این تحلیلگر سیاسی همچنین از سکوت و واکنش ضعیف برخی مجامع حقوقی بینالمللی در برابر حملات به غیرنظامیان انتقاد کرد و گفت در حوادثی از جمله مدرسه شجره طیبه میناب، ورزشگاه لامرد و دیگر حملات، واکنشهای بینالمللی نتوانسته بازدارندگی لازم را ایجاد کند.
سازمان ملل و آزمون حقوق بشر
طالبینژاد با اشاره به فلسفه تشکیل سازمان ملل متحد برای حفظ صلح جهانی، این پرسش را مطرح کرد که شورای امنیت در برابر تهدیدکنندگان صلح، امنیت انسانی و غیرنظامیان چه اقدام قاطعی انجام داده است.
وی گفت: در بسیاری از موارد واکنشها به صدور بیانیه یا ابراز تأسف محدود شده و همین مسئله موجب تردید درباره میزان اثربخشی سازوکارهای حقوقی بینالمللی شده است.
او درباره پیگیری حقوقی حملات نیز اظهار کرد: وزارت امور خارجه طبق روال موجود، اعتراضها و شکایتهایی را در مجامع حقوقی و بینالمللی مطرح میکند؛ اقدامی که هم از منظر حقوقی و هم از نظر عرفی و اخلاقی ضروری است، هرچند میزان تأثیرگذاری این اقدامات در عمل محل تردید است.
جنگ روانی؛ مقدمه فشار اقتصادی
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به تغییر تمرکز دشمن از جنگ نظامی به فشار اقتصادی، جنگ روانی، رسانهای و شناختی را مقدمه فشار حداکثری اقتصادی دانست.
وی گفت: اثر جنگ روانی گاهی از اثر مستقیم جنگ نظامی و عملیات اقتصادی بیشتر است؛ زیرا میتواند موجب شکلگیری هیجان در بازار، افزایش خریدهای غیرضروری، نگرانی مردم درباره داراییها و معیشت و همچنین سوءاستفاده دلالان و سودجویان از شرایط جنگی شود.
طالبینژاد یکی از اهداف دشمن را برهم زدن اتحاد و انسجام مردم دانست و افزود: تلاش برای ایجاد شکاف میان مسئولان و تقسیم آنها به گروههای مختلف نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
اقتصاد کشور باید آرایش جنگی بگیرد
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس افزایش اعتماد عمومی و تقویت تابآوری خانوادهها را از الزامات عبور از شرایط فعلی دانست و تأکید کرد که این مسئله با توصیه و نصیحت محقق نمیشود و نیازمند راهکارهای عملیاتی است.
وی گفت: کشور باید در حوزه اقتصادی آرایش جنگی به خود بگیرد و مسئولان با بازنگری در سیاستها و اولویتها، برخی ردیفهای بودجه را جابهجا و منابع را متناسب با شرایط جدید مدیریت کنند.
طالبینژاد با اشاره به ظرفیتهای اقتصادی کشور از جمله منابع طبیعی، جغرافیای گسترده و نیروی انسانی، بر ضرورت استفاده از این ظرفیتها برای تقویت استقامت اقتصادی تأکید کرد.
افزایش نظارت؛ ضرورت اقتصاد در شرایط جنگی
وی افزایش نظارت بر بازار را یکی دیگر از الزامات شرایط فعلی دانست و گفت نظارت اقتصادی باید برای مردم ملموس باشد.
طالبینژاد با انتقاد از اطلاعرسانی ناکافی درباره کشفیات کالاهای احتکارشده اظهار کرد: مردم باید بدانند کالاهای کشفشده در نهایت کجا و چگونه مصرف میشوند و نمیتوان در پاسخ به مشکلات اقتصادی صرفاً به عبارت «جنگ است» بسنده کرد.
تابآوری مردم؛ برگ برنده در جنگ اقتصادی
این تحلیلگر سیاسی در پایان با تأکید بر نقش مردم در عبور از شرایط فعلی گفت: جنگ ایران و آمریکا به مرحلهای رسیده که تابآوری مردم در آن تعیینکننده است.
وی افزود: افزایش تابآوری نیازمند بازنگری در اولویتهای بودجهای، کاهش هزینههای غیرضروری و سبکتر کردن بار اقتصادی کشور است و برای مقابله با فشار اقتصادی دشمن، مجموعهای از اقدامات سیاستگذاری، اجرایی، راهبردی و نظارتی ضرورت دارد.
طالبینژاد همچنین ضعف در روایتگری رسانهای و هماهنگ نبودن اظهارات مسئولان را یکی از عوامل تشدید فضای روانی دانست و تأکید کرد که هماهنگی بیشتر میان مسئولان و جلوگیری از انتشار و وایرال شدن اخبار منفی میتواند مسیر جنگ روانی دشمن را دشوارتر کند.




