
الهام محمدی ارانی: یک تحلیلگر مسائل عراق میگوید: «شرایط منطقهای و فشارهای آمریکا بر بغداد نسبت به سالهای گذشته افزایش یافته و دولت عراق ناچار است این ملاحظات را در سیاست خارجی خود در نظر بگیرد. ممکن است این شرایط باعث شود بغداد تلاش بیشتری برای ایجاد توازن در روابط خود با تهران و واشنگتن داشته باشد و در برخی حوزهها تفاوتهایی در رویکرد نسبت به گذشته مشاهده شود. اما این تغییر به معنای فاصله گرفتن از ایران نیست، بلکه بیشتر نشاندهنده تلاش دولت جدید عراق برای مدیریت پیچیدگیهای محیط منطقهای و حفظ منافع ملی خود خواهد بود.»
«علی فالح الزیدی» نخستوزیر عراق امروز (پنجشنبه ۱ مردادماه) در دومین سفر خارجی خود پس از دیدار با دونالد ترامپ در واشنگتن، راهی تهران خواهدشد. سفر الزیدی به آمریکا با واکنشهای گستردهای همراه بود چرا که واشنگتن فشارهای شدیدی بر بغداد وارد میکرد؛ از جمله درخواست خلع سلاح گروههای مسلح با هدف نهایی انحلال حشدالشعبی، قطع وابستگی انرژی به ایران و کاهش نفوذ تهران در عراق، آن هم همزمان با تجاوز نظامی آمریکا به ایران.
این سفر نخستوزیر عراق در تهران نیز با برخی واکنشهای منفی مواجه شد. منتقدان، الزیدی را به دلیل آنچه کوتاه آمدن در برابر خواستههای آمریکا خواندند مورد انتقاد قرار دادند و نگرانی خود را از این ابراز کردند که در دوره نخستوزیری او، عراق ممکن است از دایره دوستان و متحدان سنتی خود خارج شود و به سمت همکاری نزدیکتر با آمریکا و متحدان منطقهای آن گرایش پیدا کند.
باقر حکیم، تحلیلگر مسائل عراق، در اینباره معتقد است که به دلیل پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی، مذهبی و اقتصادی میان ایران و عراق، امکان فاصلهگیری ناگهانی بغداد از تهران وجود ندارد. به گفته او، هرچند فشارهای واشنگتن بر دولت عراق در ماههای اخیر بهطور قابل توجهی افزایش یافته، اما دولت جدید عراق همچنان بر سیاست «توازن» تأکید دارد و به دنبال حفظ روابط متعادل با هر دو پایتخت تهران و واشنگتن است. این کارشناس تأکید میکند که افکار عمومی عراق نیز مخالف گرفتار شدن کشورشان در رقابتها و تنشهای منطقهای، همانند آنچه در دورههای گذشته رخ داد، است.

سفر علی فالح الزیدی، نخستوزیر جدید عراق به تهران به ویژه در شرایط فعلی منطقه و جنگ
جاری از چه اهمیتی برخوردار است؟
سفر علی فالح الزیدی به تهران در شرایط کنونی، نخستین آزمون سیاست خارجی دولت جدید عراق به شمار میرود. این سفر پس از دیدار با مقامات آمریکایی، نشاندهنده تلاش بغداد برای حفظ توازن در روابط با ایران و آمریکا و جلوگیری از قرار گرفتن در محوربندیهای منطقهای است. با توجه به جنگ و تنشهای جاری، رایزنی درباره امنیت مرزها، جلوگیری از سرایت بحران به عراق، مدیریت پرونده گروههای مسلح و جلوگیری از هرگونه اقدامی که عراق را به عرصه درگیریهای منطقهای تبدیل کند، از محورهای مهم گفتوگوها خواهد بود.
همچنین، با توجه به روابط بغداد با هر دو طرف، احتمال بررسی نقش میانجیگرانه عراق برای کاهش تنشها و تسهیل گفتوگوهای منطقهای نیز وجود دارد. در کنار این مسائل، توسعه همکاریهای اقتصادی، انرژی و تجاری نیز در دستور کار قرار خواهد داشت. این سفر در مجموع، پیامی از تداوم سیاست «عراق متوازن» و تلاش بغداد برای حفظ ثبات داخلی و ایفای نقش فعال در مدیریت تحولات منطقه است.
حکیم: دولت عراق از ورود به هرگونه محوربندی علیه ایران پرهیز میکند
امکان فاصلهگیری ناگهانی عراق و ایران وجود ندارد
سفر نخست الزیدی به واشنگتن و دیدارهای او در این کشور با واکنشهایی در تهران مواجه شد و حتی برخی از شخصیتهای سیاسی در ایران به این سفر اعتراض کردند. با توجه به اینکه مقامهای آمریکایی هم به وضوح اعلام کردهبودند که دستور کار آمریکا در این سفر ترغیب بغداد به کاهش وابستگی به جمهوری اسلامی ایران (در حوزه انرژی و وادارت کالا) و قطع نفوذ تهران در عراق از طریق خلع سلاح گروههای مقاومت است، آیا فکر میکنید نتایج سفر نخستوزیر عراق به آمریکا در روابط دو کشور تاثیری بر جا خواهد گذاشت؟
در مجموع، به نظر میرسد سفر الزیدی به واشنگتن بیش از آنکه به تغییر راهبردی در روابط بغداد و تهران منجر شود، بر تداوم سیاست موازنه عراق تأکید داشت. اگرچه آمریکا بر کاهش وابستگی عراق به ایران، تنوعبخشی به منابع انرژی و مهار نفوذ گروههای مسلح تأکید کرده است، اما دولت عراق بهخوبی میداند که به دلیل پیوندهای عمیق اقتصادی، جغرافیایی، مذهبی و امنیتی، امکان فاصلهگیری ناگهانی از ایران وجود ندارد.

از سوی دیگر، سفر الزیدی به تهران نیز این پیام را منتقل میکند که بغداد قصد ندارد روابط خود با هیچیک از دو طرف را به سود دیگری قربانی کند. بنابراین، احتمالاً نتیجه این سفر نه تغییر در ماهیت روابط ایران و عراق، بلکه افزایش تلاش بغداد برای حفظ تعادل میان تهران و واشنگتن و مدیریت مطالبات هر دو طرف خواهد بود.
اجرای پروژه خط لوله کرکوک-بانیاس به هیچ وجه ساده نیست
یکی از پروژههای اعلام شده در واشنگتن، پروژه احیای خط لوله نفت خام کرکوک بانیاس بود، که با استقبال بغداد مواجه شد. هدف این پروژه کاهش وابستگی عراق به تنگه هرمز عنوان شد. اینکه آیا چنین پروژهای را بخشی از برنامه کلانتر واشنگتن برای بیاثر کردن اهرمهای ژئوپولیتیک ایران میدانید؟
عراق یکی از کشورهایی بود که در جریان تهدیدها و اختلالهای مربوط به تنگه هرمز، بیشترین نگرانی و آسیب اقتصادی را متحمل شد؛ زیرا بخش عمده صادرات نفت این کشور از مسیر خلیج فارس انجام میشود و اقتصاد عراق وابستگی بسیار بالایی به درآمدهای نفتی دارد. از این رو، طبیعی است که بغداد بیش از گذشته به دنبال مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت، از جمله احیای خط لوله کرکوک–بانیاس یا سایر مسیرهای ترانزیتی باشد. این رویکرد با سیاستهای آمریکا نیز همسو است، زیرا واشنگتن سالهاست از تنوعبخشی به مسیرهای صادرات انرژی عراق و کاهش وابستگی آن به تنگه هرمز حمایت میکند؛ موضوعی که در چارچوب کاهش اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران نیز قابل تحلیل است.
با این حال، اجرای چنین پروژههایی بههیچوجه ساده نیست؛ موانع امنیتی در سوریه، هزینههای سنگین بازسازی زیرساختها، پیچیدگیهای سیاسی و نیاز به توافق میان چند کشور، باعث شده است که این طرحها طی دهههای گذشته بارها مطرح شوند اما به مرحله اجرا نرسند. بنابراین، هرچند عراق با جدیت بیشتری این گزینهها را دنبال خواهد کرد، اما تحقق آنها در کوتاهمدت با چالشهای قابل توجهی روبهرو است.
سفر به تهران؛ نخستین آزمون سیاست خارجی الزیدی
فشارهای آمریکا بر بغداد نسبت به گذشته افزایش پیدا کردهاست
در مجموع این نگرانی در ایران وجود دارد که علی الزیدی، هر چند که نامزد اجماعی اطار تنسیقی (چارچوب هماهنگی احزاب شیعه) است، اما ممکن است نسبت به نخستوزیران پیشین عراق رویکردی واگرایانه در روابط با تهران داشتهباشد. به اعتقاد شما آیا در دوره الزیدی روابط ایران و عراق دچار افول خواهد شد؟
به نظر نمیرسد در دوره الزیدی روابط ایران و عراق دچار افول جدی شود، زیرا این روابط تنها بر پایه مناسبات سیاسی دولتها نیست، بلکه بر مجموعهای از پیوندهای تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی استوار است. با این حال، اگر واقعبینانه نگاه کنیم، شرایط منطقهای و فشارهای آمریکا بر بغداد نسبت به سالهای گذشته افزایش یافته و دولت عراق ناچار است این ملاحظات را در سیاست خارجی خود در نظر بگیرد. ممکن است این شرایط باعث شود بغداد تلاش بیشتری برای ایجاد توازن در روابط خود با تهران و واشنگتن داشته باشد و در برخی حوزهها تفاوتهایی در رویکرد نسبت به گذشته مشاهده شود.
اما این تغییر به معنای فاصله گرفتن از ایران نیست، بلکه بیشتر نشاندهنده تلاش دولت جدید عراق برای مدیریت پیچیدگیهای محیط منطقهای و حفظ منافع ملی خود خواهد بود.
الزیدی به عنوان یک تکنوکرات سیاست «عراق متوازن» را دنبال خواهد کرد
به اعتقاد شما آیا نخستوزیر جوان و تازهکار عراق میتواند توازن مورد نیاز در روابط بغداد با تهران و واشنگتن را ایجاد کند و در عین حال استقلال و حاکمیت ملی عراق را نیز حفظ کند؟
به نظر میرسد علی الزیدی برای ایجاد توازن میان تهران و واشنگتن با یک آزمون دشوار مواجه است. روابط ایران و عراق به دلیل پیوندهای تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی، یک رابطه معمولی و قابل جایگزینی نیست و هیچ دولت عراقی نمیتواند این واقعیت را نادیده بگیرد. در عین حال، شرایط منطقهای نسبت به گذشته تغییر کرده و فشارهای آمریکا بر بغداد برای کاهش وابستگیهای اقتصادی، گسترش روابط با کشورهای عربی و ایجاد فاصله بیشتر از محورهای سنتی منطقه افزایش یافته است.
الزیدی به عنوان نخستوزیری جوان و تکنوکرات، احتمالاً تلاش خواهد کرد سیاست «عراق متوازن» را دنبال کند؛ یعنی حفظ همکاری راهبردی با ایران در کنار توسعه روابط با آمریکا و کشورهای عربی. موفقیت او در این مسیر به تواناییاش در مدیریت اختلافات داخلی، حفظ استقلال تصمیمگیری عراق و جلوگیری از تبدیل شدن کشورش به میدان رقابت قدرتهای منطقهای بستگی دارد. در نهایت، حفظ حاکمیت ملی عراق نیازمند آن است که بغداد روابط خود را با همه طرفها بر اساس منافع ملی عراق تنظیم کند، نه فشارهای بیرونی.
افکار عمومی تمایل ندارد کشورشان بار دیگر به عرصه رقابت قدرتهای خارجی تبدیل شود
با توجه به شرایط فعلی منطفه، و تلاشهای آمریکا برای ایجاد اجماع منطقهای علیه ایران، به تصور شما آیا ممکن است که عراق در دولت جدید در چارچوب روابط منطقه با کشورهای عربی، به سمت مشارکت در ائتلاف عربی علیه ایران حرکت کند؟
به نظر نمیرسد عراق در شرایط فعلی به سمت مشارکت در یک ائتلاف عربی علیه ایران حرکت کند، زیرا چنین رویکردی با واقعیتهای داخلی، اجتماعی و سیاسی عراق همخوانی ندارد. بدون تردید فشارهای آمریکا برای نزدیکتر شدن بغداد به برخی ترتیبات منطقهای و تقویت همکاریهای عراق با کشورهای عربی افزایش خواهد یافت و ممکن است در برخی مقاطع شاهد مواضع یا بیانیههایی از سوی دولت عراق در راستای حفظ روابط با جهان عرب یا پاسخ به مطالبات شرکای غربی باشیم.
حفظ حاکمیت ملی عراق نیازمند آن است که بغداد روابط خود را با همه طرفها بر اساس منافع ملی عراق تنظیم کند، نه فشارهای بیرونی.اما تبدیل این روند به مشارکت در یک ائتلاف ضدایرانی با موانع جدی مواجه است. روابط ایران و عراق تنها یک رابطه دولتی نیست، بلکه بر پیوندهای عمیق تاریخی، مذهبی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی استوار است. علاوه بر این، بخش مهمی از افکار عمومی عراق نسبت به تقابلهای منطقهای حساس است و تمایل ندارد کشورشان بار دیگر به عرصه رقابت قدرتهای خارجی تبدیل شود. حضور گسترده مردم عراق در مراسم تشییع شهید امت نیز نشان داد که بخش قابل توجهی از جامعه عراق نسبت به برخی مسائل منطقهای و نقش ایران در تحولات سالهای اخیر نگاه خاص خود را دارد و این واقعیت را نمیتوان در محاسبات سیاسی نادیده گرفت.
احتمالاً دولت جدید عراق تلاش خواهد کرد ضمن توسعه روابط با کشورهای عربی و آمریکا، از ورود به هرگونه محوربندی علیه ایران پرهیز کند و سیاستی مبتنی بر حفظ منافع ملی عراق، کاهش تنشها و ایجاد توازن در روابط خارجی را دنبال نماید.




