اسلایدسیاسی

جنگ نوظهور در گلوگاه‌های تجارت جهانی

آمریکا چرا و چگونه تجارت دریایی ایران را هدف قرار داد؟

تا به امروز، ایالات متحده ادعا کرده ۴۸ کشتی مرتبط با ایران را متوقف کرده یا برگردانده است. از منظر اقتصادی، محاصره دریایی آمریکا معادله پیچیده‌ای ایجاد کرده که مستقیماً صادرات نفت ایران را هدف گرفته است اما امریکا چگونه محاصره دریایی را با استفاده از فناوری‌های نوین انجام می دهد؟

تنگه هرمز، این آبراه حیاتی به عرض حدود ۳۳ کیلومتر در تنگ‌ترین نقطه، از دیرباز یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان بوده است. از دوران باستان تا عصر مدرن، کنترل این تنگه که حدود ۲۰ درصد نفت خام جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع (LNG) از آن عبور می‌کند، همواره موضوع مناقشه بوده است. پس از انقلاب اسلامی، تهران بارها تهدید به بستن تنگه هرمز در برابر تهدیدات خارجی کرده و در جنگ نفتکش‌ها در دهه ۱۹۸۰، این آبراه صحنه درگیری مستقیم شد. اما با آغاز جنگ مستقیم ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، ایران بلافاصله کنترل شدید بر کشتیرانی اعمال کرد و عملاً تنگه را برای بسیاری از کشتی‌ها مسدود نمود تا فشار اقتصادی بر دشمنان وارد کند.

وضعیت موجود پس از آتش‌بس موقت که با شکست مذاکرات اسلام‌آباد همراه شد، به مرحله جدیدی وارد شد. در ۱۳ آوریل ۲۰۲۶، ایالات متحده به دستور دونالد ترامپ، محاصره دریایی کامل بنادر و سواحل ایران را آغاز کرد. این عملیات تحت فرماندهی سنتکام و با حمایت بیش از ۱۲ ناو جنگی، ناو هواپیمابر  بیش از ۱۰۰ هواپیمای جنگنده و شناسایی، و بیش از ۱۰ هزار پرسنل نظامی اجرا شد. به گفته مقامات امریکایی، محاصره به طور خاص کشتی‌های وارد یا خارج از بنادر ایرانی (از جمله در خلیج فارس و دریای عمان) را هدف قرار می‌دهد، اما آزادی ناوبری برای کشتی‌هایی که به بنادر غیرایرانی می‌روند، حفظ می‌شود.

استفاده از فناوری‌های پیشرفته برای شناسایی کشتی‌ها

 

آمریکا برای اجرای محاصره دریایی در تنگه هرمز و خلیج فارس، از ترکیبی پیشرفته از فناوری‌های نظارت و شناسایی بهره می‌برد که تشخیص و ردیابی کشتی‌ها را به مراتب آسان‌تر از محاصره‌های تاریخی کرده است.
این سیستم شامل ماهواره‌های شناسایی و سیستم‌های جمع‌آوری اطلاعات الکترونیکی (ISR) است که موقعیت کشتی‌ها را به صورت آنلاین ردیابی می‌کنند. علاوه بر این، سیستم شناسایی خودکار کشتی‌ها (AIS) که برای همه کشتی‌های تجاری اجباری است، به دقت نظارت می‌شود.
از منظر اقتصادی، محاصره دریایی آمریکا معادله پیچیده‌ای ایجاد کرده که مستقیماً صادرات نفت ایران را هدف گرفته است. نخست، بر اساس برخی گزارش‌ها پس از آغاز محاصره، صادرات نفت دریایی ایران از حدود ۲.۱ میلیون بشکه در روز به حدود ۵۶۷ هزار بشکه کاهش یافته است.
اما از منظر سیاسی، این محاصره بخشی از استراتژی فشار حداکثری دولت ترامپ برای وادار کردن ایران به توافق هسته‌ای جدید است.

آثار جهانی محاصره گلوگاه تجاری

در این میان، قیمت نفت برنت به طور موقت به بیش از ۱۲۶ دلار در بشکه رسید و ایالات متحده ادعا کرده که محاصره «کاملاً مؤثر» بوده و تجارت دریایی ایران را متوقف کرده است. با این حال، گزارش‌های الجزیره از تلاش ایران برای دور زدن محاصره با ناوگان سایه، پرچم‌های جعلی و خاموش کردن سیگنال‌های AIS خبر می‌دهد.

اهمیت این موضوع برای اقتصاد ایران حیاتی است. صادرات نفت، منبع اصلی درآمد ارزی تهران، به شدت تحت فشار قرار گرفته و باعث انباشت نفت در مخازن شناور شده است. این محاصره مستقیماً بر روابط تجاری ایران با شرکای اصلی مانند چین تأثیر گذاشته و زنجیره تأمین انرژی جهانی را مختل کرده است.

در همین راستا اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا این عملیات را بخشی از استراتژی فشار حداکثری جدید تحلیل می‌کند.

اندیشکده‌های اسرائیلی مانند مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS) هم از لزوم حفظ فشار بر ایران حمایت می‌کنند، در حالی که مراکز تحلیلی اروپایی و عربی بر ریسک‌های بی‌ثباتی جهانی و نقض احتمالی حقوق بین‌الملل تمرکز دارند.

اما پرسش کلیدی این گزارش این است که آمریکا چگونه با اجرای محاصره دریایی در تنگه هرمز و خلیج فارس، تجارت دریایی ایران را هدف قرار داده و این عملیات چه پیامدهایی برای اقتصاد خارجی ایران داشته است؟

از منظر اقتصادی، محاصره دریایی آمریکا معادله پیچیده‌ای ایجاد کرده که مستقیماً صادرات نفت ایران را هدف گرفته است. نخست، بر اساس برخی گزارش‌ها پس از آغاز محاصره، صادرات نفت دریایی ایران از حدود ۲.۱ میلیون بشکه در روز به حدود ۵۶۷ هزار بشکه کاهش یافته است. رویترز گزارش داده که چندین نفتکش ایرانی مجبور به بازگشت شده یا نفت خود را در حالت ذخیره شناور نگه داشته‌اند، زیرا بنادر ایرانی فضای کافی ندارند.

این در حالی است که اختلال اولیه ایران در تنگه (پس از ۲۸ فوریه) آغاز شده، با پاسخ آمریکا به محاصره بنادر ایرانی به اوج رسیده و در نهایت به انباشت نفت و کاهش شدید درآمد ارزی تهران منجر گردیده است. تحلیل مؤسسه انرژی بین‌المللی (IEA) این را بزرگ‌ترین اختلال تولید نفت جهان توصیف کرده است که قیمت نفت برنت به بیش از ۱۲۶ دلار رسید و به ادعای آمریکا هزینه روزانه ایران حدود ۵۰۰ میلیون دلار تخمین زده می‌شود.

اگر محاصره ادامه یابد، ایران ممکن است به سمت مسیرهای جایگزین مانند صادرات ریلی به چین روی آورد، اما ظرفیت این مسیرها محدود است. جنبه منحصربه‌فرد این چارچوب، تمرکز بر هزینه‌های فرصت است که کاهش صادرات نفت، فشار بر بودجه دولت ایران را افزایش می‌دهد و فضای تنفسی برای دور زدن تحریم‌ها را محدود می‌کند.

اما از منظر سیاسی، این محاصره بخشی از استراتژی فشار حداکثری دولت ترامپ برای وادار کردن ایران به توافق هسته‌ای جدید است. ترامپ علناً اعلام کرده که محاصره تا دستیابی به توافق ادامه خواهد یافت و هدف آن جلوگیری از درآمد نفتی ایران از فروش به «دوستان» خود است. ایران نیز این اقدام را «دزدی دریایی» و نقض حقوق بین‌الملل خوانده و تهدید به تلافی علیه بنادر همسایگان کرده است.

محاصره دریایی آمریکا در تنگه هرمز و بنادر ایران، تجارت دریایی تهران را به شدت تحت فشار قرار داده است. شکست مذاکرات از اختلال اولیه آغاز شده، به استقرار نیروی دریایی گسترده منجر گردیده و در نهایت صادرات نفت ایران را کاهش داده که پیامدهای اصلی شامل افزایش قیمت جهانی نفت، فشار مالی بر ایران و ریسک‌های امنیتی بیشتر در منطقه است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا